فیلمسازان “روح” در آن لحظه عاطفی بزرگ ، معمای گربه ها و موارد دیگر [Interview]

روح گامی دیگر برای Pixar به سوی داستان سرایی جذاب و جذاب است که فقط برای کودکان خردسال منظور نشده است. در حقیقت ، این ممکن است کمترین بچه محوری باشد که آنها در مدت زمانی طولانی ساخته اند.

من را اشتباه نگیرید – فیلم بسیار خوبی است و ویژگی های Pixar زیادی دارد که انتظار داریم از آن استودیو برخوردار باشد. اما فیلمی در مورد یک معلم گروه مدرسه راهنمایی که سرانجام موسیقی بزرگ خود را از دست داد ، اما سریعاً در یک چاله فرو رفت و به صفحه دیگری از هستی راه یافت تا یاد بگیرد که روح چگونه کار می کند؟ این خیلی جاه طلبانه لعنتی است ، و این یک نمونه دیگر از این است که استودیو اغلب وقتی فراتر از ابتدایی ترین نسخه داستان حرکت می کند ، وقتی یکی از فیلم هایشان از طریق مراحل دقیق ساخت ، خراب کردن و بازسازی یک فیلم پیکسار برای رسیدن به آن راه دارد. درست.

چند هفته پیش ، ما با آنها صحبت کردیم پیت داکتر (کارگردان / داستان و فیلمنامه توسط) قدرت های کمپ (کارگردان مشترک / داستان و فیلمنامه توسط) ، و دانا موری (تهیه کننده) در مورد برخورد بین خلاقیت و عمل گرایی ، روحنمره عالی ، و روند تفکر در پشت یک تصمیم پیرامونی که به طور موقت اولین شخصیت اصلی سیاه استودیو را کنار می گذارد – تصمیمی که به نظر من در روزهای آینده بحث های زیادی ایجاد خواهد کرد.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار به آرامی ویرایش شده است. هشدار: پر تباه کننده در پیش.

قبل از اینکه واقعاً وارد گوشت مصاحبه شویم ، متوجه شدم که از رایان کوگلر در اعتبار فیلم تشکر شده است. او چگونه در این پروژه سهیم بود؟

دانا: بله ، او یک پسر اوکلند است و ما در امریویل مستقر هستیم. به عنوان استودیوی دوستانه ای که هستیم ، فضای زیادی داریم و فکر می کنم او به دنبال مکانی برای پنهان کردن و نوشتن فیلم هایی بود که در حال کار است. بنابراین ما از این واقعیت که او در اطراف است استفاده کردیم و از او خواستیم که نگاهی به حلقه ها بیندازد و ما یک جلسه یادداشت با او داشتیم ، و او واقعاً مفید بود. او واقعاً پسر خوبی است.

سرد. در نیمه اول فیلم صحنه ای وجود دارد که جو در آن لحظاتی از زندگی خود را مرور می کند که بی سر و صدا ویرانگر است و در اواخر فیلم ، برخی از همان لحظات را دوباره می بینیم ، اما از دریچه دیگری. آیا از ابتدا می دانستید که این صحنه “کلاسیک Pixar” خواهد بود که مردم را گریه می کند؟

پیت: شاید این پاس دوم یا سوم بود – بگذارید اینگونه جوابش را بدهم: من از ابتدا می دانستم که می خواهم جو بتواند این تصادف را داشته باشد که لحظه های کوچک زندگی او همان چیزی بود که در آن بود و این احساس درستی بود که پیانو باشد ، ساز علاقه او باشد. بعداً دقیقاً نحوه اتصال آن به هر چیز دیگری کشف شد. من می دانم که ما آن صحنه را داریم ، کمپ ، جایی که او زندگی خود را طی می کند و این رقت انگیز است ، و من فکر می کنم ما فقط در آن سوار شدیم ، و به دنبال لحظه های رقت انگیز بودیم. و شاید از طریق عبور سوم یا چهارم ، کسی ایده اتصال آنها را داشته باشد.

کمپ: آره. این چیزی بود که بود در ابتدا ، این ایده موزه زندگی شما بود و در مقایسه زندگی شکست خورده جو با زندگی یک مربی واقعی بود که همه این لحظات موفقیت است. و این پس از چندین پاس بود ، مانند: “اوه ، چه می شود اگر همه این لحظه های شکست خورده ، اگر فقط از یک منظر دیگر به آنها نگاه کنید ، در واقع لحظاتی متعالی هستند؟” جو ناعادلانه در مورد زندگی خودش قضاوت می کند که ارزشمند نیست ، خوب نیست و وقتی از طریق 22 چشم دیده می شود ، در واقع نوعی شگفت آور است. در آن دوره در پایان زمانی که او پیانو است ، اولین نگاه اجمالی او خاطرات او در بدن او است. این چیزی است که باعث ایجاد این نگاه جدید به کل زندگی او می شود که تمام طول مسیر را به عقب برگرداند. که خدا می داند ، در مورد جلسات یادداشت درباره “آیا مردم این را درک می کنند؟” صحبت می کنند ، که بسیاری از آنها بود.

مطلب پیشنهادی  "فصل شکار": جیمز وان و نویسنده "جان ویک" درك كلستاد در حال ساخت فیلم سفر با زمان هستند

امتیاز در آن صحنه به ویژه باورنکردنی است. در صورت وجود چه نوع هدایتی را به ترنت رزنور و آتیکوس راس برای ایجاد موسیقی برای آن سکانس بزرگ عاطفی داده اید؟

پیت: آنها کاملا درگیر همه ماجرا بودند. آنها آمدند و هرگونه ویرایش اساسی را که ما در استوری بورد انجام می دادیم تماشا می کردند و ما کاملاً متفاوت از آنچه به طور سنتی کار می کردیم کار می کردیم. معمولا ، شما اساساً تصویر را قفل می کنید و سپس شخصی را مانند آن می آورید مایکل گیاکچینو یا هر یک از آهنگسازان بزرگ ما و به نوعی پس از دریافت امتیاز است. اما در این مورد ، آنها از همان اوایل شروع به دادن آهنگ به ما کردند. فکر می کنم آن قسمت خاص در مورد یک پوچی و یک تهی بودن صحبت می کردیم. ما فقط به نوعی برخی از کلمات توصیفی را برای پر کردن استفاده کردیم – منظور من این است که آنها در حال تماشای حلقه ها هستند ، آنها در حال تماشای استوری بورد ها هستند ، بنابراین ما امیدواریم که نوع توالی صحبت کند. اما بله ، نوعی شکست خالی و نیستی خالی احساسی بود که بدنبال آن بودیم.

دانا: واقعاً خیلی باحال بود چون ترنت خیلی به احساس جو بعد از اون کنسرت ارتباط داشت. او مانند این است: “من به یاد می آورم که چنین احساسی داشتم ، مانند” وقتی یک استادیوم بازی می کنم ، خوب می شوم. “اما این مسئله مرا درست نکرد یا احساسم را درست نکرد.” بنابراین وقتی او با این نشانه برگشت ، همه ما شبیه بودیم ، خدای من.

کمپ: درست است ، زیرا او مثل سه یا چهار نفر به ما فرصت انتخاب داد و همه ما به اتفاق آرا در مورد اولین شنیدن توافق کردیم. ما مثل “اوه” بودیم. فکر می کنم تو شروع به گریه کردی ، پیت. نه اینکه نقطه خود را منفجر کنی ، اما پاره شدی ، نه؟

پیت: بله ، کاملا

کمپ: اولین باری که آن را شنید احساساتی شد.

یکی از ایده های بزرگی که این فیلم به آن می پردازد ، برخورد بین خلاقیت و عمل گرایی است. بعنوان خود افراد خلاق ، مطمئن هستم که شما احتمالاً در بعضی از مواقع فکر کرده اید که آیا باید برای همه چیز با ثبات و ایمن تری از این کار صرف نظر کنید. کمی در مورد پیامی که می خواستید با این فیلم به جهان بفرستید صحبت کنید.

پیت: Pixar پر از همه این افرادی است که موفق شدند علی رغم اینکه والدینشان مانند “شما دکتر می شوید!” و آنها مانند “نه ، مادر ، من یک هنرمند هستم!” والدین من نیز هنرمند بودند ، بنابراین من به نوعی آنها را نفرین کردم ، مانند: “شما به من کسی را ندادید که بتوانم با آن بجنگم!” آنها در واقع در طول زندگی حرفه ای من بسیار مهم و دلگرم کننده بودند ، بنابراین من واقعاً آن مبارزه خاص را ندارم همانطور که می دانم بسیاری از مردم انجام می دهند. کمپ ، من می دانم که شما برخی از مبارزات بود.

مطلب پیشنهادی  «Candyman» تاریخ انتشار جدید 2021 را دریافت می کند ، «Legally Blonde 3» خم می شود و در اسلات تابستان 2022 قرار می گیرد

کمپ: من مطمئناً آن مبارزه را داشتم. هیچ کس حتی این یک کار واقعی هم نبود. بله ، عجیب بوده است امسال ، با اکران چند فیلم ، فکر می کنم خانواده من کاملاً نمی دانند چه کاری از این فیلم ساخته شود. زیرا این کاری است که من در تمام این مدت انجام داده ام – و البته من یک نمایشنامه نویس بوده ام ، اما نمایش ها متفاوت است. نمایش ها در یک تئاتر اجرا می شود و خانواده من برای دیدن چیزهای من در یک تئاتر رفته اند. ولی با دیدن تبلیغات دیزنی و مواردی از این قبیل ، آنها مانند “آیا با من شوخی می کنید؟” حدس می زنم در اعماق ذهن آنها ، مادرم فکر می کرد که شاید من حتی در این سن کار دیگری انجام دهم. او سرانجام دوست داشت ، “بسیار خوب ، همان کاری است که کمپ می کند.”

دانا: پدر و مادر من بسیار دلگرم کننده بودند ، و من همچنین شوخی کردم که من فرزند سوم هستم و آنها به نوعی مانند ، “هر چه! خوب به نظر می آیی! “

صحنه ای وجود دارد که مربیان مختلفی را می بینیم که 22 در طول حضور او در The Great Before با آنها روبرو شده است. بسیاری از شخصیتهای مشهور تاریخی در آنجا وجود دارند ، اما من فکر می کنم آنها را دیده ام [Pixar writer] جو رانفت [who died in 2005] نیز گنجانده شده بود ، که چنین ادای احترام فوق العاده ای است. آیا گزینه های شخصی دیگری در آن دیوار وجود داشته است که اگر به دنبال آنها نباشیم ممکن است از دست بدهیم؟

پیت: آره ، ما یک دیوار پر از برچسب می خواستیم. بنابراین شانس زیادی وجود داشت که افراد فرصت های خود را پر کنند. یکی دیگر برای من بود جو گرانت، که یکی از بزرگترین هنرمندان داستان دیزنی و بچه های توسعه در دهه 40 بود. او با والت دیزنی کار می کرد. من وقتی او مثل سال 95 یا فلان سال بود ، او را شناختم و او مربی بزرگی برای من بود. و همچنین پدر فرانک اوز ، این پسر نامگذاری شده است مایک اوزنوویچ. او به صورت محلی در اوکلند زندگی می کرد و ما هر آخر هفته با او ملاقات می کردیم و او فقط یک فرد خارق العاده و پر از زندگی بود. و یک دسته از افراد دیگر. بچه ها کسی در آنجا بودید؟

کمپ: ارشمیدس بزرگ من بود ، یادت هست؟ من مثل این بودم: “لطفاً ارشمیدس!” چون من از بچگی کمی برای دانش یونان باستان ناخوشایند بودم.

دانا: به عنوان یک تولید کننده ، آن دیوار بسیار دردناک شد ، زیرا احساس می کرد که ما همه این نام ها را داریم ، و کسی همیشه در دفتر من بود و مانند “شما می دانید ، آن شخص این کار را کرد ، این و این” ، و من مثل ، “آه!”

پیت: “توماس جفرسون. خوب ، او بیرون می رود! “

دانا: اینترنت تاریخ همه را خراب می کند.

هنگامی که تصمیم برای قرار دادن این فیلم به طور مستقیم بر روی دیزنی + گرفته شد ، آیا هیچ وقت صحبتی در مورد کشیدن لحظه تری پس از تیتراژ هنگام گفتن “فیلم تمام شد ، به خانه برو” صحبت شد؟

مطلب پیشنهادی  نقد و بررسی "اجازه دهید همه آنها صحبت کنند": استیون سودربرگ شما را در یک کروز تفریحی آرام در این درام عجیب و غریب می برد

پیت: (می خندد) نه ، ما این کار را نکردیم. گرچه به آن فکر کرده ام. “یک لحظه صبر کنید ، همه در خانه هستند!”

کمپ: در کره نیست هنوز کشورهای خاصی وجود دارد چین – آنها قصد دارند آن را در سینماها ببینند.

درست است. در مورد چگونگی ایده قرار دادن روح جو در گربه به من بگویید و ممکن است در طول روند تکامل یافته باشد ، زیرا این احساس می شود یکی از نوسانات بزرگ این فیلم باشد.

کمپ: فکر کنم این بود [co-writer] مایک جونزایده است ، نه؟

پیت: بله ، اولین نسخه از این همه در سمینار You بود. بنابراین جو ، برای بازگشت ، مجبور شد 22 زندگی خود را در آن لحظات در تالار شما نشان دهد. در نهایت بسیار نوع صحبت و اشاره بود ، مثل این بود که “اینجا ما هستیم” و ما می ایستیم و یک صحنه را تماشا می کنیم و در مورد آن بحث می کنیم ، و سپس ما را به اینجا منتقل می کنیم ، و متوقف می شویم و تماشا می کنیم صحنه و در مورد آن بحث کنید – این اصلا تعاملی نبود. به شخصیت اجازه نمی داد آنچه را که تماشا می کنند تغییر دهد. بنابراین مایک این ایده را داشت که او را به زمین بیندازد و آنها را تغییر دهد تا جو بتواند به جای بازگشت به زندگی خودش ، زندگی خود را از نقطه نظر دیگری ببیند ، زیرا این همان چیزی است که او می خواهد. بنابراین در یک سطح ، به نظر می رسد ، “اوه ، کاملا عالی کار می کند.” در مورد دیگری ، اینگونه بود ، “خوب ، احساس می کنم قبلاً این را دیده ام” ، و همانطور که ما تحقیقات بیشتری انجام دادیم ، متأسفانه فیلم های کمی وجود دارد که سیاه پوستان آمریکایی ، بازیگران سیاه پوست را در انیمیشن نشان می دهند و به نوعی کلیشه بود . بنابراین قطعاً چیزی بود که ما از آن آگاه بودیم. فراتر از کلیشه ، به نوعی اینگونه دیده می شود: “اوه ، عالی است. سرانجام ما نمایندگی می شویم و سپس شما آن را از ما می گیرید. ” امید ما این بود که با این روش خاص ، ما هنوز زندگی جو را نمایندگی کنیم. او در بدنش نیست ، اما ما همچنان می بینیم که بدن او در تمام فضاهای خود قدم می زند و با همه افرادی که در زندگی عادی خود انجام می دهد تعامل می کند. بنابراین کشیدن آن کمی مشکل بود. انگشتان ما را عبور دهید

کمپ: در یک تعویض بدن سنتی ، شما باید جو و 22 را از هم جدا می کردید و 22 نفر کل این مجموعه کارهایی را که او زندگی خودش را انجام می دهد ، بهتر از او انجام می دهد. در همین حال ، جو – برای ما هدفمند بود که آنها را کنار هم نگه داریم. زیرا با اینکه در گربه بود ، اما کنترل خاصی بر بدن خود داشت.

***

روح اکنون در + Disney پخش می شود.

The post فیلمسازان ‘روح’ در آن لحظه عاطفی بزرگ ، معمای گربه ها و موارد دیگر [Interview] اولین بار در / فیلم ظاهر شد.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *