پادکست Spielberg قرن 21st: با “BFG” و “Ready Player One” ، استیون اسپیلبرگ تلاش کرد تا به ریشه های خود برگردد ، با نتایج متفاوت


(خوش آمدید به اسپیلبرگ قرن 21، یک ستون و پادکست مداوم که فیلم شناسی چالش برانگیز ، گاهی اوقات سوtood تفاهم یکی از بزرگترین فیلمسازان زنده ما را بررسی می کند ، استیون اسپیلبرگ. در این نسخه: BFG و Ready Player One.)

وقتی به یک فکر می کنید به چه فکر می کنید استیون اسپیلبرگ فیلم سینما؟ پاسخ های متنوعی وجود دارد ، اما “بلاک باستر” در بالای لیست قرار دارد. به هر حال ، این اسپیلبرگ بود آرواره ها که ایده پرفروش تابستانی را به وجود آورد ، و از آن زمان به بعد ، او آنقدر سوار شده است. استیون اسپیلبرگ مردی است که فیلم های بزرگی می سازد. عینک بزرگ. جلوه های ویژه بزرگ. احساسات بزرگ هر چیزی … میباشد بزرگ، بزرگ، بزرگ. و با این حال ، در قرن 21 ، اسپیلبرگ خود را اقتباس کرد. او با رسیدن به اسکار متعددی برای عناوینی از جمله سوارکاری در قرن جدید وارد شد فهرست شیندلر و صرفه جویی در رایان خصوصی.

پس از دهه ها تصور نمی شد که چیزی بیش از یک خالق سرگرمی بی ضرر پاپ است که سود زیادی بدست می آورد ، دیگر نمی توان انکار کرد که استیون اسپیلبرگ هنرمند واقعی. و او این فیلم را به فیلمهایی كه در دهه 2000 ساخت خواهد داد. او با جلوه های ویژه سنگین کارها را شروع کرد A.I. و گزارش اقلیت، اما پس از آن ، او شروع به پیدا کردن چیزهای کوچکتر می کند. خوب ، حداقل برای اسپیلبرگ کوچکتر. او در حال ساختن درام های تاریخی و داستان های شخصیت محور بود. او به همه ما نشان می داد که فکر او بیش از تی رکس ها و کوسه های قاتل است.

بارها و بارها او به ریشه های خود باز می گشت ، و ایندیانا جونز را برای خود برگرداند Kingdom of the Crystal Skull، و در نهایت ساخت تن تن فیلمی که سالها در آرزویش بود. اما بیشتر اوقات ، به نظر می رسید اسپیلبرگ در امتحان چیزهای جدید راضی است. و بعد اتفاقی افتاد. او آن خارش قدیمی را به وجود آورد سرگرم کردن. احضار کردن عینک. تا آنجا که می تواند کل دنیای دیجیتال را که هیچ چیز واقعی نیست مدیریت و جعل کند ، نیرنگ جلوه های دیجیتالی را به آتش بکشد. چیزی نبود که نتوانست از پس آن برآید ، درست است؟ استیون اسپیلبرگ یک فیلمساز است که همه چیز را در مورد پیشرفت های تکنولوژیکی در فیلم ها می داند ، همانطور که همه چیز را در زمینه ساخت سرگرمی های بزرگ ، بلند و پاپ کورن می داند. به عبارت دیگر ، او می داند که چگونه به مخاطب آنچه می خواهد بدهد. همانطور که رابرت کالکر در آن نوشت سینمایی از تنهایی، “فرکانس ، موفقیت و تأثیر آن [Spielberg’s] فیلم های بیش از سه دهه آنها را به نوعی دائرlopالمعارف تمایل تبدیل کرده است ، محلی برای نمایش هایی که مخاطبان می خواهند در آن فرا خوانده شوند.

با عناوین سنگین افکت BFG و Ready Player One، استیون اسپیلبرگ در حال بازگشت به خانه بود. داشت به ریشه های خود برمی گشت. او آنچه را می خواستند به مخاطب می داد. چه مشکلی می تواند رخ دهد؟

قسمت 7: رویاهای دیجیتال – BFG و Ready Player One

آرزو برای زندگی

تنهایی چیزی است که در بسیاری از فیلم های استیون اسپیلبرگ به نمایش درآمده است. شخصیت های کودک او تنها هستند. شخصیت های بزرگسال او تنها هستند. موجودات خارق العاده او نیز می توانند تنها باشند. گاهی اوقات تنهایی به خودی خود تحمیل می شود – شخصیت ها دیگران را از ترس یا ناراحتی دور می کنند. اما به طور کلی ، دنیای استیون اسپیلبرگ می تواند مکانهایی تنها باشد.

با همه حساب ها ، استیون اسپیلبرگ بچه ای تنها بود. و این تنهایی فقط وقتی پیرتر شد از بین نرفت. وی گفت: “تنهایی جایی است که برای من آشنا است و مکانی است که من همیشه سعی می کنم از آنجا فرار کنم.” “من گاهی اوقات فقط باید زندگی خودم را با رویاهای کافی پر کنم تا بتوانم وانمود کنم که تنها نیستم.” رویاها فرار اسپیلبرگ از آن همه تنهایی است. “من شب خواب نمی بینم ، روز خواب می بینم ، تمام روز خواب می بینم. من برای گذران زندگی آرزو دارم ، “یک بار گفت.

با توجه به همه اینها ، می توان فهمید که چه چیزی او را به سمت خود کشانده است BFG، اولین فیلم واقعی و واقعی او برای دیزنی (او فیلم هایی را برای برچسب توزیع تصاویر Disney Touchstone Pictures ساخته بود ، اما هرگز یک فیلم واقعی با آرم رسمی دیزنی با افتخار تصویر را ادامه نمی داد). BFG است داستانی در مورد تنهایی و رویاها. عنوان BFG – غول بزرگ دوستانه – کاری دارد که رویاها را پر کند و آنها را در معرض دید عموم قرار دهد. اما اسپیلبرگ در این داستان BFG نبود. سوفی ، یتیم 10 ساله بود که بعید بعنوان همراه BFG می شود. این فیلمساز گفت: “من تقریباً در کل داستان با سوفی رابطه داشتم.” “سوفی راهنمای معنوی من در روند گفتن این داستان بود.”

و با این وجود ، اسپیلبرگ در یک مصاحبه کاملاً جداگانه ، برداشت متضادی را ارائه داد. وی گفت: “گفتن داستان BFG بسیار آسان بود ، زیرا من از همان مکانی آمده ام که وی از آنجا آمده است.” “من سر و صدا و سرسختی شخصیت سوفی ، که قادر است یک غول قد 25 فوت را به رخ بکشد ، نداشتم ، اما این یک موضوع عالی در داستان دال نیز است ، زیرا به یک معنا ، دو یتیم وجود دارد در این داستان فقط به خاطر اینکه همه آنها قلدر هستند ، BFG از برادران خود یتیم شده است. آنها از او سو abuse استفاده می کنند و از او سو takeاستفاده می کنند و سوفی یتیم بدبخت شرایط بد است. بنابراین وقتی این دو یتیم با هم روبرو می شوند زندگی مشترکی را شکل می دهند. این جوهر اصلی فیلم است. من به یاد می آورم که احساس می کردم واقعاً منزوی و تنها هستم. من قبل از بچه دار شدن و قبل از ازدواج younger قبل از همه اینها جوان بودم.

مانند BFG شروع می شود ، ما با سوفی آشنا می شویم (روبی بارنهیل) ، یتیمی که شب دیر وقت در اطراف پرورشگاه خود پرسه می زند و قادر به خوابیدن نیست. او مانند اکثر افراد تنها دوست دارد با خودش صحبت کند و صفحات کتابها را بریزد و از آنها به عنوان راهی برای ورود به دنیای دیگر و تنها تنها استفاده کند. اما او به زودی وارد دنیای واقعی غیر عادی می شود که اتفاقاً یک غول 25 فوت قد را بازی می کند مارک رایلنس، خیابان های لندن را پیاده می کند. غول او را نیز لکه دار می کند و او را دور می زند. شروع فیلم شیرین خانوادگی خود با آدم ربایی کمی خطرناک است ، اما این کار ادامه دارد.

این صحنه های آغازین به اسپیلبرگ اجازه می دهد واقعیت را با واقعیت غیر واقعی ترکیب کند – Rylance’s BFG یک خلق اثر ضبط کننده عملکرد است ، کاملاً دیجیتال و در عین حال به نوعی می تواند عملکرد واقعی رایلنس را منتقل کند. مت زولر سیتز ، منتقد ، در نقد فیلم خود برای RogerEbert.com ، کار رایلنس را اینجا “اولین اجرای ضبط حرکت برابر با بهترین اندی سرکیس” در ارباب حلقه ها سه گانه ، و او اشتباه نمی کند. گرمای رایلنس از طریق این شخصیت خارق العاده است و کار زیادی برای درست کردن چشم ها انجام شد – آنها نگاه کن مثل چشمان خود رایلنس اینجا هیچ دره ناخواسته ای وجود ندارد. هنگام فیلمبرداری از عملکرد رایلنس ، اسپیلبرگ و شرکت به یک ساختار داربست دو طبقه متکی بودند که بازیگر می توانست با یک دوربین ضبط کننده عملکرد در جلوی صورت خود بایستد تا آن تماس چشمی واقعی را ثبت کند. این کار می کند ، و بسیار عالی کار می کند.

اسپیلبرگ نه تنها قادر است شخصیت های دیجیتالی کاملاً تحقق یافته را به جهان بیاورد ، بلکه می تواند سرگرم شود. وقتی BFG سوفی را دور می کند ، دوربین اسپیلبرگ دائماً در حال حرکت است و در خیابان های تاریک لندن می چرخد ​​، زیرا BFG از یک روپوش غیرممکن بزرگ استفاده می کند تا زیرکانه از چشمهای کنجکاو پنهان شود.

سرانجام ، سوفی و ​​BFG به Giant Country بازگشتند ، جایی که همانطور که از نامش پیداست بیش از یک غول در کمین است. و متأسفانه ، در حالی که BFG در نهایت یک پسر خوب است ، غول های اطراف او – که همگی بسیار بزرگتر هستند – آدمخوارانی هستند که اگر سوفی را کشف کنند که در دنیای آنها است ، غذای سوفی را می خورند.

و بعد ، اوه ، اتفاق زیادی نمی افتد.

تجدید دیدارها و جوک های Fart

BFG اسپیلبرگ را دوباره با فیلمنامه نویس پیوند داد ملیسا ماتیسون، که یکی از بهترین کارهای فیلمساز را نوشت ، E.T. فرازمینی. ایده استفاده مجدد از اسپیلبرگ و ماتیسون برای یک ماجراجویی خانوادگی دیگر بسیار خوب به نظر می رسد که نادیده گرفته شود و بسیاری از مطالب مطبوعاتی این فیلم ارتباط اسپیلبرگ / ماتیسون را بازی می کند. “ملیسا آنجا بود E.T. هر روز تنظیم کنید ، و هر روز در BFG، “اسپیلبرگ گفت. “بنابراین من بسیار خوش شانس بوده ام که رابطه خود را با دو داستان که از قلب او نشأت گرفته اند یادداشت می کنم.”

اما ماتیسون یک مشکل داشت: فقط داستان زیادی برای گفتن وجود نداشت. متیسون گفت: “به طرز عجیبی ، اتفاقات زیادی در این کتاب نمی افتد ، زیرا در واقع رابطه آنها با یکدیگر است.” “هیچ انگیزه دراماتیک برای آن وجود ندارد. تصمیم آنها برای تلاش و خلاص شدن از شر غول ها خیلی راحت و سریع اتفاق می افتد و کیفیت اپیزودی در فصل ها وجود داشت. این به عنوان داستان محور نبود ، بنابراین ما نیاز به ایجاد یک روایت داشتیم. “

و با این حال ، متن ماتیسون به طرز شگفت آوری به کتاب رولد دال که الهام بخش آن بود ، وفادار مانده است. و این مشکل است – این است هم با ایمان. فیلمنامه با سکانس های اکشن گسترده چیزها را بیرون می کشد ، اما روایت در اینجا به طرز دردناکی سبک است. شاید این یک ویژگی باشد ، نه یک اشکال – بالاخره این یک داستان افسانه ای کوچک است. اما اسپیلبرگ در تلاش است 117 دقیقه اینجا را پر کند و کمبود داستان به طور قابل توجهی به مسائل آسیب می زند.

مطلب پیشنهادی  "دنیای ژوراسیک: Dominion" بازگشت ویژگی های مورد علاقه همه را خواهد داشت - کلاه آلن گرانت

سرانجام ، یک موضوع مبهم شکل می گیرد ، جایی که سوفی و ​​BFG به ملکه انگلیس متوسل می شوند تا از شر غول های بد خلاص شوند. احمقانه است ، و اشکالی ندارد – اسپیلبرگ به پوچ گره می خورد. او حتی اولین شوخی گوز روی صفحه بزرگ خود را ایجاد می کند ، و این دینامیک است. طنز مبتنی بر نفخ شکم خام و غالباً مواد زیر بشکه است. اما اسپیلبرگ ، هرگز طرفدار ، در اینجا قصد خندیدن ارزان را ندارد. نه ، او مطمئن می شود که یک شوخی گوز پیچیده و چند لایه ایجاد کرده است. پس از ملاقات BFG با ملکه ای که به او ، کارمندان و گروهی از نظامیان که برای کمک به غول های بد فراخوانده شده اند ، نوشیدنی “frobscottle” ، نوشیدنی سبز گازدار با حباب هایی که به جای نوشیدن زیاد ، کمک می کند ، فراخوانده شده است. همه می نوشند و به اندازه کافی مطمئن هستند ، چندین گذرگاه گاز را آغاز می کنند – ساقی ملکه گوز می کند و یک سبد صبحانه را بهم می زند. ملکه گوزیده و باعث بلند شدن سفره می شود. نظامیان گوز می زنند و انگار که جت پک دارند به هوا پرتاب می شوند. حتی Queen’s Corgis وارد عمل می شود ، و گویی از اتاق بیرون می رود ، گویی كه توسط یك باد شدید رانده می شود (كه به نظر من آنها فنی هستند). اینقدر زیاد نیست که اینجا گوزنی وجود داشته باشد که این صحنه را خنده دار کند. این روشی است که اسپیلبرگ آن را ایجاد می کند ، هر کسی که نوشیدنی خود را پایین می آورد و سپس به آرامی سر خود را بالا می برد ، و چشمانش را باز می کند ، زیرا متوجه می شود که چه اتفاقی می افتد.

اما این فیلم نیست فقط شوخی های گوز. همچنین لحظات کمی دوست داشتنی است ، مانند زمانی که BFG به سوفی نشان می دهد که چگونه رویاهای خود را می بیند – رویاهایی که با انبوهی از پرواز و انفجار رنگی که BFG می تواند مانند شیشه پروانه در کوزه ها ثبت کند ، نشان داده می شوند. او سپس سوفی را به تمدن می برد و به معنای واقعی کلمه رویاها را به افراد دیگر می دهد. مانند اشپیلبرگ ، تمام مشاغل BFG در مورد تحقق رویاها است. پروازهایی فانتزی که می تواند رویابین را به مکان های غیرمنتظره و شگفت انگیزی برساند. اما رویاهای بدی نیز در کمین آنها هستند و یک پتوی مالیخولیایی واقعی وجود دارد BFG. این غول هنوز هم از این واقعیت دلخراش است که او قبلاً یک همسفر کودک انسانی مانند سوفی در گذشته داشته است – و غول های دیگرش به پایان رسید خوردن بچه. این چیزهای تاریکی است و به اعتبار اسپیلبرگ و ماتیسون است که آنها از آن تاریکی دریغ نخواهند کرد.

متأسفانه ، این آخرین همکاری بین فیلمساز و فیلمنامه نویس خواهد بود. ماتیسون در سال 2015 ، یک سال قبل از اکران فیلم درگذشت. اسپیلبرگ گفت: “من فرصتی برای عزاداری ملیسا پیدا نکردم ،” زیرا او در اتاق برش ، در مرحله گلزنی ، در اتاق دوبله برای من بسیار سرزنده و واقعی بوده است – او همیشه همیشه با من بوده است ، بنابراین به همین دلیل ، سخت خواهد بود که مجبور شوم BFG برو ، زیرا در این صورت من باید ملیسا را ​​نیز رها کنم. “

فرار به دنیای رویاها

به عنوان یک تمرین فنی ، BFG یک موفقیت است اسپیلبرگ به خاطر پذیرش فناوری سینمایی مشهور شده است و این از این قاعده مستثنی نیست. به نظر می رسد راز یافتن راه هایی برای درمان موارد جدید مانند قدیمی و یافتن زمینه های آشنا است. برای BFG، اسپیلبرگ ابتدا تیم خلاقیت خود و گروهی از دستیاران تولید را در گاراژ خود جمع کرد (و به یاد داشته باشید ، این استیون اسپیلبرگ است که ما در مورد آن صحبت می کنیم ، بنابراین احتمالاً یک گاراژ بزرگتر از حد معمول بود) و در آنجا با استفاده از PA به عنوان ایستاده بازیگر.

اسپیلبرگ گفت: “این نمونه اولیه من برای فیلم شد و به من کمک کرد تا داستان را درک کنم و بهترین راه را برای تعریف داستان تعیین کنم.” “این یکی از ارزشمندترین تمرین های تمرینی بود که خودم تاکنون انجام داده ام و به من کمک کرد تا عمیق ترین و عمیق ترین DNA داستان را درک کنم.” و نشان می دهد: با وجود کلاهبرداری های دیجیتالی که در اینجا نمایش داده می شود ، هیچ یک از حواس پرتی را برطرف نمی کند. دقیقاً نیست واقع بین، اما لازم نیست که باشد – بالاخره این یک خیال است. و همه این غول ها هنگام حرکت وزن واقعی دارند ، درست به اندازه وزن هر دایناسوری که در اطراف آن سنگین شده است پارک ژوراسیک. اسپیلبرگ همچنین با فیلمبردار قدیمی کار می کرد یانوش کامینسکی دوباره ، و کامینسکی مسئول روشنایی مجموعه های فیزیکی و مجموعه های مجازی بود تا مطمئن شود همه متعادل به نظر می رسند.

و همه چیز خیلی دوست داشتنی به نظر می رسد. روشی که BFG با دست خود یک چراغ خیابان را مسدود می کند تا در سایه ها پنهان شود. روشی که BFG و Sophie به درون یک توده آب می پرند و در انعکاس آن پدیدار می شوند. صحنه فوق العاده که BFG با ملکه ناهار می خورد ، در یک میز شیفت نشسته و از پیانوی بزرگ به عنوان صندلی استفاده می کند در حالی که از چنگک و بیل به عنوان چنگال و قاشق استفاده می کنید. فضای داخلی غار BFG ، جایی که او در تخت خواب ساخته شده از قایق می خوابد. همه چیز بسیار غریب است ، و رایلنس و بارنهیل (که به اندازه کافی عجیب و غریب ، از آن زمان تاکنون فیلم زنده ای کار نکرده اند) با هم عالی هستند.

متأسفانه ، همه اینها فقط تا اینجا پیش می رود ، و در نهایت ، BFG سست است اسپیلبرگ در سبک ترین حالت خود است ، و گرچه این کاملا چیز بدی نیست ، E.T. این نیست. دشوار است تصور کنید کسی این روش را که دوباره بازدید می کند دوباره مرور کند E.T. این یک فیلم کوچک و سرگرم کننده ، سرگرم کننده و شیرین است که هر لحظه به پایان می رسد از ذهن شما خارج می شود ، مانند رویایی که در همان لحظه باز شدن چشمانتان فرو می ریزد. و به نظر نمی رسید مخاطبان اهمیتی می دهند – این یک بمب نادر گیشه ای برای اسپیلبرگ بود.

اما همچنین باعث شد اسپیلبرگ بتواند دوباره موارد خارق العاده را بپذیرد. “من فکر می کنم تعداد فیلم های تاریخی که ساخته ام – فیلم هایی مانند لینکلن، پل جاسوسی ، و سپس دوباره به فیلم هایی مانند آمیستاد و فهرست شیندلر – مرا در صحت بیان یک داستان تاریخی نگه داشته است. “اسپیلبرگ گفت. “بنابراین ، فرار به دنیای رویاها و تخیلات به خودی خود یک رویا بوده است. این باعث می شود BFG ویژه ، زیرا این فرار من از کاری بود که فکر می کنم بهترین کار را می کنم ، این است که فقط اجازه می دهم تخیل من با خودش فرار کند. “

و او هنوز تمام نشده است. او هنوز هم دنیای خیالی دیگری برای فرار داشت. این می تواند منجر به یک موفقیت بزرگ گیشه – و یکی از بدترین فیلم های او شود.

بازیکن آماده یک اسپیلبرگ

خالقی که از آفرینش خود متنفر است

آیا استیون اسپیلبرگ از حرفه خود پشیمان است؟ این یک سوال احمقانه به نظر می رسد – او مشهور در جهان است ، به طرز باورنکردنی ثروتمندی است و از قدرتی برخوردار است که دیگر فیلمسازان نمی توانند روی آن را ببینند. و با این حال … همیشه نوعی سایه بر ارزش اسپیلبرگ آویزان بوده است. ممکن است مخاطبان از آنچه او انجام می دهد استقبال کنند ، اما منتقدان همیشه آنقدر مهربان نبوده اند. بسیاری آماده بودند که اسپیلبرگ را حتی به عنوان یک مد جدید بنویسند آرواره ها داشت گیشه را منفجر می کرد. و در بیشتر دوران حرفه ای خود ، این حس وجود داشته است که فیلمساز مشروعیت را دنبال می کند – آرزو می کند که به عنوان یک هنرمند واقعی دیده شود ، نه فقط خالق کرک فراموش نشدنی. بخاطر بسپارید: این همان مردی است که یک گروه فیلمبرداری را استخدام کرده تا از او در هنگام اعلام نامزدهای چهل و هشتمین دوره جوایز اسکار فیلمبرداری کند ، بنابراین مطمئن شوید که برای خودش به عنوان بهترین کارگردانی تکان می دهد (این کار را نکرد).

بنابراین بسیاری از کارهای قرن بیست و یکم اسپیلبرگ به سنت گریزی و تلاش برای چیزهای جدید اختصاص داشت. او سرانجام خودش را به عنوان یک هنرمند جدی ثابت کرده بود ، و با این حال … به نظر می رسید هر کسی می خواهد یکی دیگر باشد پارک ژوراسیک. یکی دیگر آرواره ها. یکی دیگر E.T. می توان ناامیدی اسپیلبرگ را به راحتی تصور کرد – او خیلی سخت جنگید تا ثابت کند می تواند برای افراد جدی فیلمهای جدی بسازد ، اما تمام علاقه مندانش تماشای بیشتر بود. و این ما را به Ready Player One، مسلماً بدترین فیلمی که اسپیلبرگ تاکنون ساخته است.

بازاریابی برای Ready Player One همه چیز در مورد چگونگی بازگشت استیون اسپیلبرگ به دنیای فیلم های بزرگ ، با صدای بلند و اثرات محور بود. پسری که این فیلم بزرگ را اختراع کرد ، بالاخره دوباره یک فیلم پرفروش ساخت. نه تنها هر فیلم پرفروش ، آه نه – این یک فیلم پرفروش بود دلتنگی. و نه فقط هر نوستالژی! اما دلتنگی برای دهه 1980 ، دورانی که اسپیلبرگ قدرتمندترین قدرت خود را بدست آورد. داستان به همان اندازه که برای فرهنگ پاپ دهه 80 به عنوان یک ادای احترام است.

اسپیلبرگ هنگام تبلیغات سریع گفت: “من عاشق داستانهای بزرگ و بزرگ ماجراجویی هستم.” “من مدتهاست که یک فیلم ماجراجویی نساخته ام ، فیلمی که اساساً برای مخاطب باشد ، نه آنقدر که من می خواهم به مخاطب هر آنچه را که می خواهند و شاید بیشتر بدهم.” اسپیلبرگ ابروهای خود را بالا برد ، در حالی که Ready Player Oneبرای اولین بار در SXSW ، او گفت که این اتفاق نمی افتد فیلم – این یک بود فیلم سینما. مفهوم آن روشن بود: فیلم های برای اسنوب های هنری هستند ، فیلم ها برای همه هستند این بازگشت بزرگ استیون اسپیلبرگ بود! بازگشت به فیلم پوپولیستی! ار ، آن حرکت را انجام دهید.

مطلب پیشنهادی  شبکه پارامونت اکنون با برنامه هایی برای پخش هر هفته یک فیلم جدید ، شبکه فیلم پارامونت است

کارگردان گفت: “من وقتی این فیلم را ساختم فقط کلاه تماشاگرانم را گذاشتم.” “من به همان سالهایی که فقط برای مخاطبان فیلم می ساختم برمی گشتم. سپس ، همیشه گفت مخاطب چه می خواهد؟ مخاطب در این لحظه چه تعجب را دوست دارد؟ چگونه مخاطب می تواند از ما جلوتر باشد تا زمانی که دیگر حضور پیدا نکند [ahead]، و سپس ما از آنها جلوتر هستیم ، و آن جهش را با مخاطب بازی می کنیم؟ من سالها در چنین عرصه ای نبودم. به همین دلیل از روند کار بسیار لذت بردم. “

اگر اسپیلبرگ واقعاً از کار روی آن لذت برده است Ready Player One، در فیلم تمام شده نشان داده نمی شود – یک حمله رعد اسا با صدای بلند ، سرد و بی نظم که همه چیز جعلی است. تنها صحنه ای که کار می کند در پایان اتفاق می افتد ، زمانی که تمام روند فرهنگ پاپ متوقف شده است ، و یک هنرمند تنها – مارک ریلنس ، بازیگر نابغه بازی ویدئویی جیمز هالیدی – اعتراف می کند که او همیشه برای ورود به دنیای واقعی مشکل داشته است. اینکه او یک پسر تنها بود که در خواب فرار کرد – در اینجا متوجه مضمونی مکرر می شود؟ – فقط در پایان متوجه شوید که هر چقدر که بخواهید ، نمی توانید کل زندگی خود را در یک رویا سپری کنید. شما باید به واقعیت برگردید.

این یک پیام دلهره آور است و به راحتی می توان اسپیلبرگ را در هالیدی مشاهده کرد – مردی که یک کل فرهنگ پاپ ساخته است ، فقط برای دیدن اینکه آن خارج از کنترل او رشد می کند و تبدیل به یک چیز ناپسند می شود. روزگاری ، استیون اسپیلبرگ بخشی از نسل بی ادب فیلم بود که به هالیوود نورد کرد و سیستم استودیو را منفجر کرد. همکاران وی مانند فرانسیس فورد کاپولا ، برایان دی پالما و جان میلیوس در تلاش بودند فیلم هایی براندازانه بسازند. فیلم هایی که هنجارها را در می آورند. اما اسپیلبرگ برعکس بود. او یک پسر قدیمی هالیوودی بود و آنچه می خواست انجام دهد این بود که نیرنگهایی را که از استادان قدیمی مانند ویلیام وایلر ، ویکتور فلمینگ ، فرانک کاپرا و … آموخته بود ، برد و همه آنها را از طریق یک لنز جدید هیجان انگیز استفاده کرد.

همانطور که می دانستیم ، این فیلم پرفروش را به دنیا آورد و یک اتفاق عجیب رخ داد – هالیوود که همیشه برای تغییر نیست ، از آنچه اسپیلبرگ می فروخت پذیرفت. او یک پول ساز بود و فیلم های بزرگ تماشایی او – به همراه فیلم های رفیقش جورج لوکاس – بود که این پول را به دست آورد. می توان از آنچه اسپیلبرگ در آغاز کار خود انجام داد ، یک خط روشن به فضای فعلی فیلم که اکنون در آن هستیم ، ترسیم کرد ، جایی که فیلم های بزرگتر و بزرگتر به سختی بازی می کنند و استودیوها داستان های ابرقهرمانانه بیشتری می خواهند. فیلم هایی با بودجه 300 میلیون دلاری که باید سقف باکس آفیس را منفجر کنند یا شکست محسوب شوند. و حالا ، با Ready Player One، اسپیلبرگ در حال بازگشت به فیلم محبوب بود و شاید می پرسید – من چه كرده ام؟

بازیکن آماده یکی خسته کننده است

ناامیدانه به دنبال فرار

اقتباس از رمان محبوب توسط ارنست کلاین، Ready Player One بنا به گفته راوی ما ، وید وات با دردسر خسته کننده ، پس از حوادثی مانند “خشکسالی های شربت ذرت” و “شورش های پهنای باند” در سال 2045 اتفاق می افتد ، تای شریدان. وید بی تحرک ترین شخصیت های اسپیلبرگ ، غیر جالب و فاقد قوس است – او در کل فیلم چیزی نمی آموزد. او بازی های ویدیویی دوست داشتنی فیلم را شروع و به پایان می رساند ، و تنها چیزی که تغییر کرده این است که او از یک بچه فقیر به یک بچه متمول ثروتمند تبدیل می شود. آه و او یک دوست دختر می شود. چه باحال.

در آینده ، زندگی چنان آزار دهنده شده است که همه به OASIS (شبیه سازی غوطه وری حسی انسان شناختی) ، یک واقعیت مجازی گسترده خفه شده با منابع فرهنگ پاپ ، فرار می کنند. بسیاری از این منابع مربوط به دهه 1980 است ، دهه مورد علاقه جیمز هالیدی خالق OASIS که اکنون درگذشته است. اما موارد زیادی نیز وجود دارد ، از فیلم ها ، نمایش های تلویزیونی و بازی های ویدیویی دهه 1990 و بعد از آن. اساساً ، هیچ چیز قبل از دهه 1980 در OASIS وجود ندارد ، اما همه چیز از آن دهه و بعد از آن با جلوه های ویژه پر زرق و برق نشان داده می شود.

کتاب کلین با مراجعه به فیلم های خود اسپیلبرگ همراه بود و هنگامی که اسپیلبرگ با اجرای کارگردان خود کار بزرگی را در مورد حذف دلتنگی های اسپیلبرژیک در حد توان انجام داد. وی گفت: “هنگامی كه فیلمبرداری برای اولین بار توسط برادران وارنر به من داده شد ، من گفتم ، اگر تصمیم بگیرم جهشی را انجام دهم ، باید حداقل 70 درصد از منابع فرهنگی خود را قطع كنم.” “زیرا در غیر این صورت این کار مانند قرار گرفتن در معرض جلوی آینه خواهد بود ، و من فقط اجازه نمی دهم خودم این کار را انجام دهم. من به حیا خود افتخار می کنم. اما من بخشی از دهه 80 بودم و این را می دانم. من در مورد کار خودم و گذشته به اندازه کافی عینی هستم تا بدانم که قطع کردن دلوره گناه است[ازجانب[fromبازگشت به آینده، که اسپیلبرگ تولید کرد]و تی رکس[ازجانب[fromپارک ژوراسیک]و شاید چند چیز دیگر که از فیلم های من آمده است. بنابراین حدود 20 درصد از آنها را از کتاب خارج کردم. “

OASIS نه تنها پر از ارجاع به همه موارد است بوکارو بنزای به غول آهنین، اما همچنین میزبان یک بازی عظیم است که هیچ کس نتوانسته است آن را شکست دهد. قبل از مرگ هالیدی ، او یک تخم مرغ عید پاک طلایی را در جایی در OASIS پنهان کرد ، و تعدادی سرنخ برای یافتن آن. در یک ویلی وونکامانند یک سناریو ، هر کسی که در آخر تخم مرغ عید پاک را پیدا کند ، به یک مالک قانونی و قانونی OASIS تبدیل خواهد شد. و چون وید قهرمان خسته کننده ماست ، او آن جایزه را می خواهد ، لعنت بر آن!

وید تنها پس از تخم مرغ نیست. دسته زیادی از بازیکنان هستند که می خواهند وارد شوند ، و آنها خود را Gunters می نامند ، مانند شکارچیان تخم مرغ ایستر. و اگر فکر می کنید این چشم نواز است ، نگران نباشید – همه شخصیت ها می گویند “Gunter” زیاد در این فیلم در دنیای بازی های ویدیویی ، وید به سراغ آواتار Parzival می رود ، که به نوعی شبیه بیگانه ای است که تازه موسیقی emo را کشف کرده است. این یک انتخاب عجیب و غریب است – شما می توانید مانند هر کس و هر کسی در OASIS باشید ، اما این شکل پوستی آبی واضح با چتری های شدید همان چیزی است که وید می خواست.

در تلاش خود برای تخم مرغ ، وید با Art3mis ملاقات می کند (اولیویا کوک) ، و فقط وقت است که وید عاشق او شود. در اینجا یک ایده جالب وجود دارد – وید با آن مطابقت ندارد واقعی Art3mis (که مشخص می شود اسمش سامانتا کوک است) تا اواخر فیلم. خوب ، آیا او عاشق سامانتا واقعی است یا آواتار او؟ یا واقعا تفاوتی نداره؟ فیلم حول این ایده می رقصد و سپس آن را فراموش می کند زیرا فقط زمانی وجود ندارد – ما باید به همه اقدامات برسیم.

در حالی که تلاش دوستان وید ، سامانتا و وید برای تخم مرغ خالص و نجیب است – زیرا آنها درست است، واقعی به هر حال ، گیمرها – حزب دیگری وجود دارد که برای کنترل مشغول بازی است. این صنایع آنلاین نوآور شرور (IOI) است ، که توسط نولان سورنتو شیطانی اداره می شود ، با بازیگری بازیگر خارق العاده بن مندلسون، که به طرز عجیبی با دندان های جعلی عجیب ، حواس پرت کننده و بیش از حد بزرگ برای این قسمت زین شده است.

باید تعجب کرد: آیا اسپیلبرگ خود را در وید و دوستانش می بیند؟ آیا او به آنها نگاه می کند و به فکر همتایان سینمای خود است که به هالیوود دمیده و سیستم بزرگ استودیو را از بین می برند؟ آیا این امر باعث ایستادن نولان و IOI در استودیوها می شود؟ این یک ایده سرگرم کننده است و مطمئناً فیلم را برای اسپیلبرگ شخصی تر به نظر می رساند – اما باز هم ، فیلم وقت ندارد که در این موارد تأمل کند.

این بدان معنا نیست که اسپیلبرگ اصلاً ارتباط شخصی با این فیلم ندارد. یک بار دیگر ، درست مثل با BFG، ایده فرار از تنهایی جهان به رویاها همان چیزی است که نظر او را جلب کرد. “می دانید ، ناامیدانه فرار از خواب نوستالژی نیست. ” “این چیزی است که همه ما با آن آشنا هستیم. فرار چیزی است ، به ویژه امروزه ، که مردم بیش از هر زمان دیگری اشتیاق دارند فقط از چرخه اخبار ناامیدکننده ناامید کننده خارج شوند. در هر دهه چرخه های خبری ناامیدکننده ای هر از گاهی وجود داشته است ، اما اکنون بسیار عمیق است. و بنابراین فکر کردم ، … زمان مناسب این است. “

واقعیت واقعی است

و با این وجود ، با وجود همه صحبت هایش در مورد فرار ، و برای همه Ready Player Oneزنگ ها و سوت های دیجیتال ، این لحظات آرام هستند که در واقع کار می کنند. آنها بسیار اندک هستند ، اما هرازگاهی اسپیلبرگ دنیای واقعی را بررسی می کند. وید در تلاش برای یافتن سرنخ هایی برای یافتن تخم مرغ ، به تماشای تفریحات آرشیوی زندگی هالیدی می پردازد ، جایی که ما هالیدی را در دنیای واقعی می بینیم ، یک عجیب و غریب ناجور ، خنده دار است. رایلنس در این لحظات می درخشد – مطمئناً صدایی که او برای هالیدی انتخاب کرده کمی است هم عجیب است ، اما او انسانیت و اضطراب اجتماعی شخصیت را به تصویر می کشد. در این فلاش بک ها ، شاهد تعامل هالیدی با دوست و شریک زندگی اوگدن مورو (سیمون پگ) هستیم که به او در ساخت OASIS کمک کرد. سرانجام مشخص شد که قبل از ازدواج مورو با همسرش کارن ، او با هالیدی ملاقات می کرد. هالیدی نتوانست به او بگوید واقعاً چه احساسی دارد و او ادامه داد ، اما او همچنان در مورد او وسواس داشت. این چیزهای غم انگیز ، تنهایی است – و بیشتر از کمی ناراحت کننده ما در اینجا در قلمرو اینسل فرو رفته ایم ، گرچه فکر نمی کنم اسپیلبرگ شخصیت را اینگونه ببیند.

مطلب پیشنهادی  تریلر 'Unhinged': هر کاری که می کنید ، راسل کرو نباشید

این سرنخ ها وید و باند را به جذاب ترین مجموعه فیلم هدایت می کند – تفریحی از هتل Overlook از استنلی کوبریک درخشان. اسپیلبرگ و تیم وی از فیلم واقعی فیلم کوبریک و همچنین تفریحات دیجیتال برای ارائه یک Overlook استفاده کردند که تقریباً مشابه آنچه در اقتباس استیون کینگ از کوبریک به نظر می رسد ، به نظر می رسد. این چیزهای حیرت انگیزی است ، اما حتی این لحظه کوتاه شکوه و عظمت کمرنگ می شود زیرا نسخه OASIS از Overlook شروع به پرتاب در ارواح CGI با تبرهای دست و کل سالن رقص از ارواح سبز درخشان waltzing می کند که در خانه بیشتر به خانه نگاه می کنند شکارچیان شبح نسبت به. تا درخشان.

اسپیلبرگ کوبریک را دوست داشت و با این مرد دوستی داشت ، بنابراین او در ابتدا با احتیاط به بازآفرینی برخی از کارهای کوبریک نزدیک شد. چرا پس از آن همه به هرج و مرج احمقانه تبدیل می شود؟ است Ready Player One با بیان این نکته که بسیاری از مردم این روزها فرهنگ پاپ را مصرف می کنند بدون اینکه آنرا بفهمند؟ مطمئناً می توان بعداً در این فیلم ، وقتی دوست Wade ، Aech (لنا وایت) خلبانان آواتار از غول آهنین به نبرد مطمئناً نگاه می کند جالب است که می بینید غول آهنین در حال چرت زدن و منفجر شدن است – اما همچنین خیانت کامل به چه چیزی است غول آهنین در واقع در مورد بود. نویسنده و کارگردان برد برد نوشت غول آهنین در پی فاجعه – خواهرش مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. همانطور که پرنده به آن گفت ، زمین for فیلم به این صورت بود: “اگر اسلحه روح داشته باشد ، و نمی خواهد اسلحه شود ، چه می شود؟” واقعی غول آهنینتمام هدف این است که نه تبدیل به ماشین کشتن شود Ready Player One او را به

سرانجام ، یک نبرد بزرگ اوج گیری وجود دارد که تقریباً هر اینچ فریم با نوعی از شخصیت که ممکن است درباره آن نشنیده اید مسدود شده است. شما احتمالاً می توانید در هر فریم از آخرین اقدام این فیلم مکث کنید و هفته ها را صرف شناسایی همه افراد و همه چیز در قاب کنید – اما لطفاً این کار را نکنید. وید پیروز می شود – اما پس چه؟ مراقبت از اینکه وید اکنون دسترسی کامل به OASIS را بدست آورده است دشوار است ، حتی اگر در پایان ادعای تکذیب کند که می گوید اکنون دو روز در هفته OASIS را تعطیل می کنند تا همه مجبور شوند در دنیای واقعی زندگی کنند – دنیای واقعی که احتمالاً هنوز هم بسیار وحشتناک است ، چه با خشکسالی های شربت ذرت و آشوب های پهنای باند.

نکته دیوانه کننده این است که یک قهرمان بسیار جالب در کنار وید وجود دارد که متأسفانه فقط به عنوان “شخصیت دوست دختر” انتخاب می شود. ما یاد می گیریم که Art3mis ، معروف به سامانتا ، انگیزه شخصی دارد که می خواهد IOI را متوقف کند ، شرکتی که بسیاری از چرخ دنده های مردم را در OASIS می فروشد. پدر سامانتا مرتباً از IOI وسایل بازی ویدیویی را خریداری و بدهی های خود را جمع می کرد. در آینده dystopian این فیلم ، IOI قادر است بدهی های مردم را بخرد و آنها را به برده های مجازی تبدیل کند و آنها را در غلافهای کوچک قفل کند ، جایی که مجبور به کار در واقعیت مجازی هستند. ایده این است که آنها تا زمانی که بدهی های خود را پرداخت نکنند کار خواهند کرد ، اما تقریباً غیرممکن است که همه این پول ها را پرداخت کنند – و مطمئناً پدر سامانتا در نهایت حبس خود در مراکز موسوم به وفاداری IOI مرد. این یک داستان تلخ است و حتی به شکل دیجیتالی نیز اولیویا کوک آن را به زیبایی می فروشد. وقتی این داستان را تعریف می کند می توانیم دلشکستگی او را احساس کنیم. و این فقط باعث می شود آرزو کنیم که او شخصیت اصلی باشد – من بیشتر به داستان سامانتا علاقه مندم که شرکت شیطانی را که پدر بی پول او را له کرد ، نابود کردم تا وید واتس ، پیش بینی خسته کننده ای که می خواهد برنده شود زیرا باحال است.

چیزهای زیادی به جهان سازی Ready Player One، و من چیزی جز احترام به زحماتی که بسیاری از هنرمندان در این پروژه کشیده اند ، ندارم. اما با وجود این همه بحث فرار ، نمی توان انکار کرد که بسیاری از OASIS به نوعی شنیع است. صحنه مسابقه اولیه در یک خیابان مجازی در شهر نیویورک خیره کننده و پر از رنگ پاییزی است ، اما بسیاری از مکان های دیگر با نور خاکستری و آبی مانند جنازه شسته می شوند. این یک دنیای فوق العاده سرد و کاملاً غیر دعوت کننده است.

که ما را به بهترین صحنه فیلم برمی گرداند: وقتی همه اینها باشد متوقف می شود، وقتی تمام حیله های دیجیتالی از بین می رود ، و وید به عنوان یک قلب قلب با یک هالیدی مجازی. این صحنه در نسخه ای از اتاق خواب کودکانه هالیدی اتفاق می افتد ، و نه تنها هالیدی بزرگسال در آنجا است ، بلکه همتای فرزندش نیز در آن حضور دارد. هالیدی با اندوهی رویایی به خود جوانتر می نگرد و این لحظه ای دردناک انسانی در انتهای فیلم است که فاقد انسانیت واقعی است.

هالیدی می گوید: “من OASIS را ایجاد کردم زیرا در دنیای واقعی هرگز احساس نمی کردم در خانه خود باشم.” “من فقط نمی دانستم چگونه با مردم آنجا ارتباط برقرار کنم. من برای تمام زندگی ترس داشتم ، درست تا روزی که می دانستم زندگی من در حال پایان است. و این زمانی بود که فهمیدم … به همان اندازه که واقعیت می تواند ترسناک و دردناک باشد ، تنها مکانی است که می توانید یک وعده غذایی مناسب دریافت کنید. زیرا ، واقعیت … واقعی است. “

آن لحظه کمی شگفت انگیز است که متأسفانه همه آنچه را که قبل از آن بوده جبران نمی کند. And it’s further hampered by a very weird beat where, back in the real world, Wade meets Ogdon Morrow and tells him that Halliday’s biggest regret was “losing his only friend.” Was it?! Because that’s not articulated in any way, shape, or form in the film itself. Did a scene end up on the cutting room floor? Is Wade just telling Morrow that to be nice? It’s baffling.

Exhausted and Enthralled

When asked why, after so many adult-driven stories, he was returning to a big adventure movie with Ready Player One, Spielberg replied: “Because I love history and I’ve been preoccupied with telling stories that are true stories…I made a choice to make a lot of movies about biographical subjects or historical occurrences, and that’s been a real fulfillment for me. As I’ve gotten older, I’ve tended to want to tell more of that kind of story. This is like a real return to my youth, which is why I felt good about allowing this movie to take me back several decades.”

The statement seems curious. Spielberg is saying Ready Player One is like a return to his youth, but he’s also not saying why he really wanted to do this movie. According to Spielberg, the shoot was challenging. “I just saw how hard this was going to be,” he said. “This is the third-hardest movie I’ve ever made behind Jaws و Saving Private Ryan, in that order. I was exhausted thinking about what was ahead of me if I committed to it, and I thought, ‘Well, maybe a director in their twenties wouldn’t be as intimidated because they would have no experience to intimidate them.’ Yet I was so enthralled by the possibilities.”

Perhaps that’s the real explanation – Spielberg wanted a challenge. And if I were even more cynical than I already am, I’d also say that Spielberg maybe, just maybe, wanted another hit under his belt. The BFG was a box office disappointment, and while the more grown-up The Post did well, it wasn’t a blockbuster. Spielberg hadn’t really made a blockbuster in a while. And now, here was his chance.

میدونی چیه؟ He was right. The film made $582.9 million worldwide, making it his sixth-biggest film at the worldwide box office. If he was trying to prove a point – that he could still blow the roof off the multiplex – he succeeded. But at what cost? After spending the bulk of his 21st-century career trying new things and creating some wonderful, challenging movies, he took a step back to deliver a piece of bright, shiny junk. A very successful piece of bright, shiny junk, but junk all the same.

As for the future, Spielberg already has a remake of West Side Story in the can. The filmmaker has spent nearly his entire career expressing a desire to make a musical, and now, he has. Whatever you think of the material, the idea of Spielberg – the director who understands the grammar of film better than almost anyone – making a musical is exciting. But then what? At one point, the filmmaker was going to direct a fifth and final Indiana Jones, but has since handed that over to James Mangold. Spielberg’s had the drama The Kidnapping of Edgardo Mortara on the backburner for a while. He may or may not direct It’s What I Do with Jennifer Lawrence playing photojournalist Lynsey Addario. In 2018, it was announced Spielberg would be directing an adaptation of the DC comic book series Blackhawk.

None of these projects exactly scream out at us. They don’t sound, well, Spielbergian. But then again, what does? If there’s anything this series has revealed, it’s that there’s more than one way to make a Spielberg film. In the 21st century, Steven Spielberg set out to prove he had more on his mind than big explosions and big spectacle. Who knows what he’ll do next?

The post 21st Century Spielberg Podcast: With ‘The BFG’ and ‘Ready Player One’, Steven Spielberg Attempted to Return to His Roots, With Mixed Results appeared first on /Film.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *