“سرقت” با کمک خرس پدینگتون برخی از شوک و وحشت را برای “مواد تاریک او” به ارمغان می آورد

مواد تاریک او فقط با هر قسمت از فصل دوم خود بهتر می شود ، در حالی که قسمت سوم “سرقت” سرانجام به جادوگران تنبل در برابر طرح Magisterium پایان می دهد و وارد عمل واقعی می شود. منظور من از عمل واقعی ، ویل و لایرا است که برای تماشای یک سالن سینما نشسته اند پدینگتون.

نه ، منظور من واقعاً این نیست. اما آن صحنه یک نمونه محوری از چگونگی آن است مواد تاریک او در حال رها کردن جلوه های تخیلی حماسی و آرام خود است تا برخی از هیبت و هوس بازی را که بیشتر در فصل اول آن غایب بود ، در آغوش بکشد. جفت شدن آن لحظه آرام ارتباط با ویل و لایرا در سالن شلوغ سینما (همراه با کمدی ساکت و آرام لایرا که برای اولین بار به پاپ کورن معرفی می شود) با افزایش ناگهانی سهام یک غریبه که آلتی سنج لایرا را می دزد و مادر لیرا به یافتن او نزدیکتر می شوند یک قسمت کاملاً هیجان انگیز از مواد تاریک او.

فقط بچه ها مانده اند

یکی از موارد مورد علاقه من در مورد مواد تاریک او در این فصل میزان حضور پان نسبت به غیبت کنجکاو وی در طولانی مدت فصل 1 (به احتمال زیاد به دلیل بودجه) نشان داده شده است. یکی از نکات قابل توجه مجموعه ای است مواد تاریک او جدا از سایر امتیازات خیالی وجود دایمون ها است: نیمه دیگر انسان هایی که روح انسان را نشان می دهند ، در شکل حیوانات راه رفتن و صحبت کردن. و ما می بینیم که پان در این قسمت مانند روح لایرا عمل می کند ، یا بهتر بگوییم ، به عنوان وجدان او – او را نق می کند و انگیزه هایش را تردید می کند وقتی که او به مأموریت خود خدمت می رود تا با دکتر مری مالون درباره Dust اطلاعاتی کسب کند (سیمون کربی) ، از دستورات آلتیومتر برای کمک به وی در یافتن پدرش سرپیچی کرد.

دفن کین در نشان دادن استکبار طبیعی لایرا ، پرتاب اطراف لبخندها و لگدهای اب زیر کاه در مورد سبیل ، کاملاً ماهرانه عمل می کند. اما لوس بودن مارک تجاری او را آزار می دهد ، زیرا او به سرعت توسط پلیس موتلفه ای که به دنبال ویل در دفتر مری گیج کننده مری است ، مورد تمجید قرار می گیرد. لیرا در پاسخ به س questionsال های آتش سریع پلیس ، قبل از اینکه نگهبانش را کنار بگذارد و تصادفاً به ویل بدهد ، وقتی متوجه می شود که چه کاری انجام داده ، صورتش را پایین می اندازد. به سرعت یک تعقیب و گریز آغاز می شود و لیرا را به سمت درب اتومبیل لرد بورئال یا سر چارلز لاتروم که لایرا او را می شناسد و او را به خانه می رساند ، می رساند. لایرا با خوشحالی از پیشنهاد او استفاده می کند و با حواس پرتی س questionsالات روان خود را نشان می دهد (آریون باکاره ، وقتی دوباره فرصتی برای بازی در نقش مار بدرخشد) قبل از اینکه ماشین خود را سریع ترک کند ، کوله پشتی خود را با آلیومتر در آن فراموش کرد. اما او به زودی کشف می کند که آلتیومتر از بین رفته و لاتروم “چیزی بیش از یک دزد” نیست ، همانطور که پان اعلام می کند. وحشت لایرا قابل لمس است ، و هرگز واضح تر نبوده است که لایرا به دنیای بیگانه رانده شده است – برای شخصیت او چیز جالب تری به ارمغان می آورد ، زیرا او بیشتر به شلختگی خود اعتماد می کند.

مطلب پیشنهادی  Superhero Bits: X-Men جدید هنری توسط الکس راس ، ری فیشر در Joss Whedon و موارد دیگر از دست می رود

در همین حال ، ویل (امیر ویلسون) پس از گذراندن روز به جستجوی Citagazze برای یافتن او ، راهی لیرا می شود ، جایی که فقط یک گلدان مستقل (بلا رمزی ، در ظاهر کوتاه و بسیار خراشیده و خاکی) پیدا کرد که س questionsالات خود را در مورد Torre degli Angeli پرخطر رد می کند و به او در مورد چگونه تماشاگران همه بزرگسالان را در شهر كشتند یا آنها را بدرقه كردند و اخطاری شوم در مورد نوجوانی قریب الوقوع برای او گذاشتند. اما ویل با یافتن لیرا در باغ های گیاهان به دنیای او ، جایی که با اشکی اعتراف می کند که آلتومتر را از دست داده است ، ویل او را در یکی از جالب ترین صحنه های سریال تاکنون به سالن سینما می برد. نه فقط به این دلیل که آنها بازی می کنند پدینگتون در تئاتر ، اما برای آن لحظات صمیمیت عاطفی کوچک که در یک صحنه کمدی بازی می کنند – ویل و لایرا اعتراف می کنند که نگران یکدیگر هستند در حالی که لایرا پاپ کورن های او را می دزد و آن را نفرت انگیز می داند. صحنه با لحظه ای کوچک و دوست داشتنی از تماشای بینی از کوله پشتی بیرون می رود پدینگتون با هیبت ، و احساس می کند مواد تاریک او دیگر از پذیرفتن جنبه جادویی داستانش نمی ترسد.

مطلب پیشنهادی  "شکارچی هیولا" اکنون در روز کریسمس هیولاها را در سینما شکار می کند

هنگامی که مه بلند می شود

خلاصه داستان: این قسمت دنباله روی هواپیمای ماجراجویانه لین-مانوئل میراندا ، لی اسکورسیبی ، است که در اثر وزش بادهای عجیب و غریب به یک شهر ماهیگیر شمالی می رود ، جایی که وی برای خرید اطلاعات در مورد استنیسلاوس گرومن ، کاوشگری که گفته می شود دارای ویسکی است ، تجارت می کند. اتصال به یک سلاح قدرتمند. اطلاعات او را به رصدخانه ای نزدیک می برد که گرومن در آنجا کار می کرد و توسط دکتر هیلی اداره می شد (آنگوس رایت، یک بازیگر شخصیت انگلیسی در حال تهیه وعده غذایی از صحنه کوتاه خود) ، که خیلی سریع لی را به بدعت گذاری متهم می کند و به سمت او شلیک می کند. این یک یادآوری ترسناک از تعصب مذهبی است که جهان را کنترل می کند ، همانند صحنه بعدی که لی را اسیر نیروهای Magisterium می داند ، که قبل از اینکه لی به طور غریزی لی او را شلیک کند ، توسط دکتر هیلی فراخوانده شده بود.

در یک صحنه جذاب و جذاب برای این مجموعه ، ما تنها ملاقات دو نفر از مهمترین بزرگسالان در زندگی لایرا را دریافت می کنیم: لی اسکورسبی و خانم کولتر (روت ویلسون، دوباره آن را با تهدیدات مهیب و آسیب پذیری لرزانی از بین برد ، چه بیشتر می توانم بگویم؟). این صحنه ای است که در کتابها وجود ندارد ، اما میراندا و ویلسون خصومت را که جای خود را به اعتماد احتیاط آمیز می دهد ، کاملاً می فروشند ، زیرا خانم کولتر لی را از عشق به لایرا رها می کند. اوه ، و خانم كولتر سرانجام به لطف یك زندانی راحت دیگر ، خدمتكار اسریل ، كه فاش می كند لیرا به جهان دیگر سفر كرده است ، می فهمد كه لایرا كجاست.

پایان سرنوشت

لیرا ، لیرا ، لیرا. این همه چیز در مورد دختر پیشگویی ساکن ما است ، که نشان داده می شود به عنوان یکی از منتخبین برای “پایان سرنوشت” انتخاب شده است. بازگشت دوباره ای است برای دیدار دوباره با Iorek – که اکنون خانه اش به دلیل اشک آسریل در آسمان در حال آب شدن است – هرچند به نظرم چقدر جالب بود که این صحنه نمایش بسیار جدی و مستقیم بین دو حیوان صحبت می کند. فقط روشن مواد تاریک او.

همچنین دکتر مری مالون ، که در آستانه دستیابی به موفقیت علمی در ماده تاریک است ، با سرنوشت دست و پنجه نرم می کند ، اما پس از ناپدید شدن لایرا ، به دیواری برخورد می کند. حضور زمینی کربی کمی نرمال در تمام اتفاقات خارق العاده و شدید این قسمت ارائه می دهد و نگاه کردن به زندگی داخلی او (همراه با یک خواهر نگران و خواهرزاده های زیبا) ، فقط نشان می دهد که او چقدر تماشا می کند. من دوست دارم ببینم که مری در حال نافرجامی است ، و وقت می گذراند با او و زندگی خانوادگی ناامید کننده او نیز این مسئله را بیان می کند. سرانجام ، هنگامی که علم او را ناکام می گذارد ، مری به ایمان روی می آورد ، چوبهای I Ching را برای مطالعه بیرون می آورد – برش دادن او با استفاده از چوبها در حالی که غار از خواب بیدار می شود و الگوهای چوب ها را منعکس می کند ، حس خوبی است. زمان دستیابی به موفقیت علمی مری با اوج رسیدن ویل و رسیدن به عمارت بورئال ، جایی که او دست خود را نشان می دهد و یک معامله ارائه می دهد: “چاقوی ظریف” را از Torre degli Angeli بازیابی کنید ، و او سنگ مرمر را باز می گرداند.

مطلب پیشنهادی  تریلر ‘David Attenborough: A Life on Our Planet’: بیانیه ای از شاهدان برای جهان طبیعی

Sidenotes ظریف

  • نمایش واقعاً اشاره به اهمیت آن باغ های گیاه شناسی دارد …
  • من تعجب می کنم که آیا فریاد Paddington سر اشاره ای است به خرسهای معروف CGI که ​​مورد تمسخر قرار می گیرند قطب نمای طلایی یا به پشتیبان مشترک هر دو مواد تاریک او و پدینگتون، آنتون من تصمیم دارم که به مورد قبلی فکر کنم
  • اندرو اسکات این قسمت را ندارد ، اما من آن صدا را نجوا می کنم که عارفانه زمزمه می کند “برگرد …” و آن دهان را در هر کجا!

پست “سرقت” با کمک خرس پدینگتون برخی از شوک و وحشت را برای “مواد تاریک او” به ارمغان می آورد appeared first on / فیلم.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *