«مواد تاریک او» با یک درایو جدید و هیجان انگیز از «غار» بیرون می آید

مواد تاریک او با “غار” ، جنبش رو به بالا خود را ادامه می دهد ، اپیزودی که واقعاً عناصر علمی-فانتزی نمایش را در قوت بخشیدن به روش جدید ترغیب می کند. این نمایش بیشتر الهام گرفته از ژول ورن است تا دور بازی تاج و تخت اکنون ناک اوف می شود ، و دیدن اینکه چگونه این اطمینان بیشتری دارد هیجان انگیز است مواد تاریک او شروع به شکل گرفتن می کند.

آکسفورد متفاوت

مواد تاریک او ثابت می کند که دو لید خود را درست ایجاد می کند ، دفن کین و امیر ویلسون پویایی درخشان خود را با سرگرمی های فراوان به نمایش بگذارید – با مونتاژ کمد لباس که لایرا اصرار دارد از پر زرق و برق ترین شنل ها و کلاه ها استفاده کند ، لگد زدن به Will Will. هر دوی آنها در هوا به پنجره Will راه پیدا می کنند ، در میان خرابه های داخل شهر پنهان شده اند ، و Lyra به طور مشخص با سر به دنیای جدید ، درست در کنار ماشین عبور می کند.

اما تصادف رانندگی او به هیچ وجه به اندازه آنچه در کتاب آمده است – لایرا با یک خراش روی پایش فرار می کند ، اما تفاوت او در آکسفورد با موازی که در آن بزرگ شده بیشتر متزلزل می شود. این یکی پر از اتومبیل های سریع ، ساختمان های بلند ، افراد بی ادب و یک محل دفن زباله خالی است که باید کالج جردن او باشد. کین ، همیشه یک بازیگر فیزیکی قوی تر از یک گفتگوی پیش رو ، در به تصویر کشیدن ماهی لایرا از تجربه آب ، و واکنش تخلیه اش در یافتن پاسخ در این آکسفورد عجیب و غریب ، بسیار خوب عمل می کند. با از دست دادن ، لایرا و ویل دوباره در باغ های گیاه شناسی در آن نزدیکی جمع می شوند ، یکی از معدود مکان هایی که او را به یاد آکسفورد می اندازد (و مکانی که یک مزاحم دلخراش برای طرفداران کتاب است). ویل تصمیم می گیرد تا وکیل خانواده اش را ملاقات کند در حالی که لایرا به دنبال محقق خود می رود که بتواند به او در مورد گرد و غبار بیاموزد – گرچه آنها با عصبانیت از هم جدا می شوند ، به دلیل روش صریح Lyra در تلاش برای برقراری ارتباط با مردم ، این بار با فاش کردن اینکه او می داند او یک قاتل است. شوک و عصبانیت ویل از دانش لایرا خوب است ، ویلسون نشان می دهد که در نوع آشفتگی YA که فک شکنجه او ایجاد می کند مهارت دارد.

مطلب پیشنهادی  سواری ‘Legend of Zelda’ ممکن است در Universal به نظر برسد. درباره جزئیات باندهای قدرتمند Super Nintendo World اطلاعات بیشتری کسب کنید

لایرا پس از جدایی ، سرانجام طعم آشنایی با آکسفورد خود را در موزه تاریخ طبیعی پیدا می کند ، و در کشف اشیای قطب شمال که برای ماجراهای خود در شمال بسیار آشنا به نظر می رسد ، می پردازد. پان (حضور بیش از هر زمان دیگری ، غر زدن در مورد مخفی شدن در کوله پشتی) نمی تواند احساس بدی در موزه ایجاد کند ، که لایرا آن را نادیده می گیرد و منجر به برخورد او با “چارلز” می شود (آریون باکاره) ، یک غریبه مهربان که در مورد نمایشگاه با او گپ می زند و علاقه عجیبی به “قطب نمای” مورد استفاده خود ابراز می کند. البته ، چارلز واقعاً Boreal است ، از دنیای Lyra’s ، که سرانجام کارهای بیشتری به او داده می شود تا اینکه شخصیت های اصلی ما را از زیر سایه دنبال کند – و او در این کار عالی است. باکاره در اینجا موفق می شود یک نمایش کاملاً زیرکانه و حیله گرانه داشته باشد و در این صحنه دو دقیقه ای بسیار جالب تر از گذشته است. سرانجام مشخص شد که چرا آنها چنین نقش گسترده ای را به باکاره داده اند ، گرچه ای کاش مجبور نبودیم برای رسیدن به این مهم این همه شعار را کنار بگذاریم.

آزمایش ها و مصیبت ها

صحبت از یک شعار – هرچه سریعتر این درگیری را با Magisterium و جادوگران به پایان برسانند ، بهتر است. عکسهای تحمیلی Magisterium ، با تمام تصاویر فاشیستی آنها ، هنوز هم چرت و پرت است ، حتی با روت ویلسون انجام برخی از بهترین احساسات او. و متأسفانه ، جادوگران حتی با روتا اسکادی خیلی بهتر نیستند (جید آنوکا) و Serafina (روتا گدمینتاس) به طور مداوم از زوایای کم شلیک می کند تا شاهانه تر به نظر برسد. به نظر می رسد روتا اسکادی نمی تواند کاری بیش از غر زدن انجام دهد ، در حالی که تلاش های بیهوده سرافینا برای انتقال نقشه در امتداد گوش ناشنوا است.

بزرگترین نکته مورد توجه در این داستان فرعی محاکمه جادوگر کنسول ، دکتر مارتین لانسلیوس (امید دجالیلی) متهم به خیانت و بدعت به دلیل دفاع از جادوگران و راه های عجیب آنها است. این یک دادگاه کانگورو است که با محاکمات کانگوروی نازی شباهت های آشکاری دارد (ما می فهمیم ، آنها فاشیست هستند) ، اما ججلیلی در این اتلاف وقت یک طرح عملکرد برجسته ای دارد – تمام ابرو و وقار نجیب.

مطلب پیشنهادی  باب ایگر و نظرسنجیهای مشتری پیش نمایش دزدکی از نحوه بازگرداندن پارکهای دیزنی و جهانی را ارائه می دهند

در حالی که روت ویلسون مثل همیشه خانم کولتر بسیار عالی است – با بورئال مشغول تدبیر و گفتگو است ، اما با دانش کمی که بورئال از لیرا دیده است ، خیلی بیشتر کار می کند ، اما در این قسمت کارهای دیگری به او داده نمی شود ، Magisterium از طریق کاردینال MacPhail با یک مبارزه قدرت روبرو می شود (ویل کین) ، به اصرار او. این نوع بازی تاج و تختسبک طراحی که مواد تاریک او به بهترین وجه از بین می رود و از روی فیلمنامه Francesca Gardiner و Jack Thorne این حس وجود دارد که آنها می خواهند از کنار آن عبور کنند. اما وقتی خانم کولتر از خادم آسریل می فهمد که لایرا به دنیای جدید راه یافته است ، کمی اواخر اتفاق می افتد تا پایان کار – لب لرزان ویلسون تهدید به تبدیل شدن به یک گریه تمام عیار با ترسناک شدن.

نیش گرفتن از سیب

دیدنش خوبه مواد تاریک او با رسیدن لایرا به مطب دکتر مری مالون ، به درستی از فانتزی علمی عبور کنید (سیمون کربی) ، یک فیزیکدان در حال مطالعه ماده تاریک – که لایرا متوجه می شود همان گرد و غبار او است. هنگامی که مری آزمایش این ذرات نامرئی را با اشیا various مختلف (با لمس خوب ساختن ماده اول به یک سیب) ، و با کشف این که این ذرات نه تنها واکنش بهتری به اشیاm ساخته شده توسط انسان دارند ، بلکه م consciousثر هستند . این سکانس (چه کسی مونتاژ علمی را دوست ندارد؟) یک ریتم و انرژی آشنا دارد مواد تاریک او آن حس سرگرمی که فصل گذشته از دست رفته بود. این زبان علمی تخیلی برای مخاطبان جدید آشنا است ، و رمز و راز را افزایش می دهد همانطور که مری شروع به تبدیل شدن به جایگزین مخاطب می کند – گیج و مبهوت این دختر جوان عجیب و غریب که وارد دفتر کار خود می شود و بلافاصله پیشرفت بیشتری در تحقیقات خود در زمینه تاریک می کند در عرض چند دقیقه مهمتر از ماهها بود.

کربی کاملاً در این نقش بازی کرده است – کمی عجیب و غریب ، اما مهمتر از همه ، کاملاً همدل. او بلافاصله لحن ملایمی را با لایرا در می آورد ، که قبل از اینكه بخواهد در مورد گرد و غبار ، ناشی از گناه خود نسبت به مرگ راجر ، باید درباره ماجراجویانه یاد بگیرد ، ناامیدانه شروع به بحث در مورد ماجراهای خود و “دنیای” خود می كند. جسمانیت Keen – مانند یک حیوان زخمی ، پرش ، مشکوک – با شخصیت هر زن دلسوز Kirby مطابقت دارد و این دو تقریباً بلافاصله کلیک می کنند. سکانسی که لایرا موفق می شود کامپیوتر مری ، عنوان “غار” این قسمت را کار کند ، فوق العاده است و پر از هیبت و رمز و راز است که این نمایش از ابتدا باید تحت فشار قرار می داد. اما درست به همان سرعت که این پویایی شروع به کار می کند ، متوقف می شود ، زیرا لایرا ناگهان از دفتر کار بیرون می رود تا ملاقات خود را با ویل انجام دهد.

مطلب پیشنهادی  بیت های تلویزیونی: "Sex and the City" Revival ، سری جدید سام اسماعیل ، "من می دانم چه کاری از تابستان گذشته انجام دادید" و موارد دیگر

در حالی که ملاقات فرعی ویل با وكیلش و پدربزرگ و مادربزرگ بیگانه به نوعی پركننده است ، اما در زمینه ایجاد داستان در برخی از تنش های دنیای واقعی م effectiveثر است: یك پدربزرگ كلاسیست كه به او خیانت می كند به پلیس و او را از قانون فراری می دهد ، منتهی به و اولین مبارزه بزرگ لایرا قبل از اینکه اعتماد یکدیگر را جلب کنند و سرنوشت آنها را بپذیرند. صحنه آرام آنها در باغ گیاه شناسی در که نیمکت یک روش تسکین دهنده و راضی کننده برای پایان دادن به یک قسمت پر بسته است ، زیرا این سریال با انرژی تازه ای وارد فصل دوم می شود.

Sidenotes ظریف

  • این فصل واقعا زیبا به نظر می رسد. آنها با شلیک گسترده عکس های هلی کوپتر CGI تمام این پول را وارد Citagazze کردند و من واقعاً عاشق ویرانه های پر جنب و جوش آنها هستم.
  • به تصویر کشیدن دیمون ها در این فصل همچنان بسیار بهتر شده است: ما همه کشیش های محاکمه را با دایمون های کوچکتر می بینیم ، در حالی که دیمون پدر Macphail اولین کسی است که خارج از بازیگران اصلی صحبت می کند.
  • ظاهراً Boreal بسته جت Littlefinger را پیدا کرده است.
  • خوانندگان کتاب ، با من عجیب و غریب: نیمکت! “من اینجا را دوست دارم!”

The post “Material Dark او” از “غار” با یک درایو جدید و جالب بیرون آمد

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *