کلید ساخت “روزی یک آدم برفی” این بود که “بگذار اولاف اولاف شود” [Interview]

اگر در مورد منجمد کائنات، بکی برسی و پیتر دل وچو می تواند به آنها پاسخ دهد. او در اولین فیلم یک انیماتور ناظر و در فیلم دوم رئیس انیمیشن بود. او تهیه کننده کل امتیازات است. حالا ، او رئیس انیمیشن است و او یک مشاور تهیه کننده و خلاق برای او است روزی یک آدم برفی، یک فیلم کوتاه پیش درآمد جدید درباره اولاف ، اولین روز وجود آدم برفی ناطق.

من پیش از شروع پخش کوتاه کوتاه با Bresee و del Vecho صحبت کردم و کلید گفتن یک داستان Olaf را آموختم ، اینکه چرا آنها مجبور بودند صحنه های آشنا را از ابتدا به طور کامل بازسازی کنند و اینکه چگونه همه گیری روند انیمیشن را تغییر داده است. روزی یک آدم برفی اکنون در + Disney پخش می شود.

این خیلی از اولین باری نیست که اولاف در یک فیلم سینمایی یا فیلم کوتاه حضور داشته است. وقتی در این پروژه های قبلی روی شخصیت کار می کردید ، چه درس هایی برای این کوتاه یافت شد؟ چه چیزهایی آموختید که گفتید ، “اوه ، ما می توانیم این را به این فیلم جدید بیاوریم”؟

بکی برسی: خوب ، خوشبختانه ما می دانیم اولاف کیست و می دانیم چگونه او را تحریک کنیم. بنابراین ، به نوعی ، این کار خوب بود زیرا ما می توانستیم نکات مختلف داستانی را در نظر بگیریم و فقط از این طریق به چیزهای جدید بپردازیم زیرا با او بسیار آشنا بودیم. او شخصیتی بسیار جذاب ، مجلسی اما صادق است ، بنابراین ما طیف گسترده ای از بازیگری را برای کار با او داشتیم.

پیتر دل وچو: راستش ، من فکر می کنم ما یاد گرفتیم [to] بگذار اولاف اولاف باشد. بله ، او می تواند کمی بالغ شود ، اما او را از آنچه اساساً هست تغییر ندهید: آن کودک بی گناهی که در حال کاوش در جهان است و می تواند سوالاتی را بپرسد و دنیای اطراف خود را به گونه ای بپرسد که ما بزرگسالان فراموش کرده ایم انجام دهیم.

بنابراین حتی اگر شما با اولاف آشنا شده اید و می دانید او کیست و می تواند به عنوان یک شخصیت چه کاری انجام دهد ، آیا در این کوتاه چیزی وجود دارد که بخواهید در سطح انیمیشن چیز جدیدی را امتحان کنید؟ روشی که می تواند داشته باشد ، اصلاً هر چیزی – چه چیزی منحصر به فرد بود که توانستید اینجا امتحان کنید؟

بکی برسی: اعضای تیم ما شگفت انگیز بودند. آنها بسیار خلاق هستند و بعضی اوقات اوضاع را کمی بیش از حد می گیرند و ما آنها را عقب می کشیم. یک عضو تیم وجود دارد ، نام او الکس اسنو است و من نمی دانم که آیا این قسمت را به یاد می آورید ، اما وقتی اولف توسط گرگ ها تعقیب می شود و او به نوعی به قطعات می شکند و او روی بازوهایش می دود ، این چیزی است هرگز در مورد دیگری انجام نداد فروزان. این نکته جالب در مورد رفتن به اتاق روزنامه ها است: مردم این ایده های مختلف را روی میز می آورند. بعضی اوقات کمی زیاد است. شما می گویید ، “اِه ، من نمی دانم اولاف چنین کاری می کند” ، اما بعداً چیزهایی از آن بیرون می آیند که دوست داری ، “خوب ، این خنده دار است. البته اولاف باید این کار را انجام دهد. “

مطلب پیشنهادی  تریلر "مثل سگ فکر کنید": جاش داهامل و مگان فاکس اکنون والدین در یک کمدی خانوادگی بازی می کنند

صحبت از آن سکانس شد ، من می خواستم از شما در مورد پاهای سر بپرسم. قطعاً فرصت های کمدی بی نظیری با شخصیتی مانند اولاف وجود دارد که نیازی به اعتماد به فیزیک انسان برای رفت و آمد ندارد. شما چه نوع الهاماتی برای هل دادن چوب دستی متحرک به جلو پیدا می کنید؟ من به دیزنی مدرسه قدیمی فکر می کنم ، بلکه به لونی تونز نیز فکر می کنم. در این فرصت ها برای ایجاد کمدی فیزیکی با شخصیتی که لازم نیست طبق قوانین بازی کنید ، به دنبال چه هستید؟

بکی برسی: تخیل شما راهنمای شماست. شما می توانید به انواع مختلف چیزها فکر کنید. من می دانم که ما طرفداران بسیاری از برادران وارنر و انواع مختلفی از این قبیل را داریم ، بنابراین من مطمئن هستم که مواردی از منابع مختلف در آنجا گرفته شده است ، اما این واقعاً خلاقیت اعضای تیم است که واقعاً دوست دارند مطرح شوند با این چیزهای احمقانه

پیتر دل وچو: من به کریس باک فکر می کنم ، که مشخصاً از همان ابتدا کارگردان بود منجمد و دوم منجمد، اما او همچنین یک انیماتور دستی بود. او گفت از همان ابتدا ، وقتی ایده اصلی این شخصیت در فیلم را داشت ، این مانند رویای یک انیماتور است زیرا شما می توانید همه کارها را انجام دهید. می توانید او را از هم جدا کرده و دوباره کنار هم قرار دهید ، و صدمه ای نمی بیند. بنابراین شما فقط می توانید سرگرم شوید و او را در انواع موقعیت ها قرار دهید.

بکی برسی: و من فکر می کنم که باید به هنرمندان استوری بورد نیز امتیازات زیادی بدهیم ، زیرا در بسیاری از مواقع آنها با خنده و فشار روبرو می شوند. سپس [the] انیمیشن [department] با آن کار می کند و سعی می کند بفهمد که چگونه این موارد را در انیمیشن های خود کار کند.

اصطلاحاً یکی از شخصیتهای بازگشت گرگهایی هستند که در آنها ملاقات می کنیم منجمد. ما می توانیم جنبه دیگری از آنها را در اینجا ببینیم. من نمی خواهم آن را بیش از حد خراب کنم ، اما آیا می توانید در مورد تفاوت های متحرک کردن یک گرگ دوستانه در مقابل یک عصبانی صحبت کنید؟ از بسیاری جهات ، آنها سگهای بزرگی هستند ، و همه ما می دانیم که سگها چگونه می توانند زیبا باشند. من کنجکاو هستم: چه قوانینی برای ساختن یک حیوان ترسناک ناگهان دوستانه و زیبا وجود دارد؟

بکی برسی: من فکر می کنم این دندان ها است. (می خندد) من فکر می کنم که به دنبال مرجع سگ های وحشی و سگ های اهلی نیز هست.

پیتر دل وچو: چشم ها و شکل ها ، شما قطعاً می توانید آن را احساس کنید – می توانید با آن به انتهای طیف بروید.

بکی: چیزی که من دوست دارم این است که گرگ ها فرصتی برای درک در این کوتاه پیدا می کنند. آنها فقط گرسنه هستند (می خندد)

نکته اصلی در اینجا این است که ما می توانیم وقایع اولین فیلم بازی شده از نگاه اولاف را ببینیم. ما می توانیم از منظر او لحظاتی را ببینیم و بسیاری از لحظات شاخص از حاشیه بازی می کنند. آیا این موردی بود که شما قادر به استفاده مجدد از قطعات انیمیشن بودید ، یا این همه دوباره از ابتدا ایجاد شد؟ چطور کار میکند؟

مطلب پیشنهادی  راه اندازی مجدد "اهرم" به سمت تلویزیون IMDB بدون ستاره اصلی تیموتی هوتون رفت

بکی برسی: با این خلاصه ، ما قادر به حمل و نقل همه چیز نیستیم منجمد 2 چون از فیلم اول بود ، از جمله برف. بنابراین ما مجبور شدیم Matterhorn را برگردانیم ، این همان گونه بود که آنها برف را باریدند منجمد 1. اما صحنه ، مخصوصاً جایی که آنها روی سورتمه هستند و آنا می گوید: “شما دوستانی دارید که متخصص عشق هستند؟” ، که باید کاملاً دوباره ساخته شود. چون اکنون دکل ها بسیار متفاوت هستند. یکی از انیماتورهای ما واقعاً به آن صحنه نگاه کرد و آن را بازآفرینی کرد.

این یکی از مواردی است که ، بی سر و صدا ، فکر می کنم بسیاری از مردم ممکن است متوجه آن نشوند. مثل من ، آنها هرگز در انیمیشن کار نکرده اند ، بنابراین آنها می گویند ، “اوه ، این همان صحنه است” ، و دقیقاً متوجه نیستند که چه مقدار کار برای بازآفرینی آن انجام شده است. بنابراین دانستن این بسیار جالب است. این سوالی برای پیتر است. شما همه اینها را تولید کرده اید. تماشا کردن منجمد سند، که فوق العاده است ، و با دیدن شما در محل کار ، می خواهم بدانم چه زمانی در حال کار روی یک فیلم کوتاه هستید ، شاید با کسانی که قبلی کار کرده اند منجمد یا چه کسانی که این کار را نکرده اند ، چه درس هایی باید بنشینید و بگویید ، “این هسته اصلی یک است منجمد داستان”؟ شما مدت زیادی است که به آن نزدیک شده اید قوانینی که باید وضع کردید چه بود؟

پیتر دل وچو: راستش ، این در مورد شخصیت ها صادق است – در همه فیلم های ما ، همه در مورد داستانی است که ما می گوییم. هر کاری که می کنیم در حمایت از داستانی است که می گوییم. بنابراین واقعاً با ایده شروع می شود و سپس اطمینان حاصل می کنیم که این مهم را از هر جنبه افزایش می دهیم. خوبی این کوتاه این است که همه ما دنیا را به خوبی می شناسیم ، همه ما شخصیت ها را به خوبی می شناسیم. همچنین بسیار سرگرم کننده بود ، زیرا ما تازه کار را تمام کردیم منجمد 2. وقتی یک فیلم را به پایان می رسانید ، به پایان رساندن آن بسیار عالی است زیرا شما خیلی سخت کار کرده اید ، اما کمی از غم و اندوه وجود دارد که باید از شخصیت هایی که آنها را خیلی خوب می شناسید دور شوید. بنابراین این فرصت را به ما داد تا به کار مشترک ادامه دهیم و با شخصیت هایی که در خلق این کوتاه می شناسیم کار کنیم. بنابراین این یک تجربه سرگرم کننده برای ما بود.

این احتمالاً سوالی است که هر بار در مورد کار در سال 2020 از شما پرسیده می شود. روند شما در طی همه گیری چگونه تغییر کرده است؟ تغییر فیلم سازی چگونه است؟ از این همه چه آموخته اید؟

پیتر دل وچو: من می توانم با آن صحبت کنم ، زیرا فیلمی که در حال حاضر روی آن کار می کنم ، رایا [[و آخرین اژدها]، ما در زمان بروز همه گیر شدن درگیر انیمیشن بودیم و مجبور شدیم خیلی سریع راهی برای ادامه ساخت فیلم بفهمیم ، اما از خانه. با تشکر از بخش فناوری ما و سرعتی که ما توانستیم از خانه کار کنیم – این احساس ناگهانی بود و بسیاری از مسائل برای کار وجود داشت ، اما این اتفاق نسبتاً نرم و نسبتاً سریع رخ داد ، تا جایی که بتوانیم کار را به پایان برسانیم رایا. در حال حاضر ما در هفته های پایانی انیمیشن هستیم و مردم به سختی کار می کنند مثل همیشه در استودیو. ما از ابزاری مانند زوم و ابزارهای دیگر برای برقراری ارتباط استفاده می کنیم ، بنابراین انرژی همان قدم زدن در استودیو را نمی گیریم ، اما همان انرژی تیمی را می گیریم و سخت کار می کنیم تا داستانی را که همه برای آن کار کرده اند به پایان برسانیم. طولانی

مطلب پیشنهادی  فیلم بعدی M. Night Shyamalan "قدیمی" است ، با الهام از رمان گرافیکی فرانسه "قلعه شن"

و برای شما ، بکی ، چه مانعی وجود داشت که باید در طی مراحل به پایان رساندن این کوتاه خلاص شوید؟

بکی برسی: این کوتاه در حقیقت قبل از وقوع همه گیر تمام شده بود. من در واقع متحرک سازی می کنم رایا همین الان. همانطور که پیتر گفت ، در ابتدا اینگونه بود ، “این چگونه کار خواهد کرد؟” اما پس از آن فن آوری کمک کرد تا همه فعال شوند. واقعاً ، این ارتباطات متفاوت است ، اما همه برای ساختن این فیلم سخت تلاش می کنند و ما خیلی عاشق این شخصیت ها هستیم. این بیشتر در مورد جنبه ارتباطی برای من است. اما صادقانه بگویم ، این چیزی است که به نوعی همه درک می کنند و کاملاً یکپارچه احساس می شود.

پیتر دل وچو: آنچه شگفت آور است این است که اشتیاق زیادی در استودیو برای گفتن این داستان ها ، خلق این جهان ها ، تحریک و تحریک این شخصیت ها وجود دارد که حتی با وجود همه موانع کار در خانه و همه گیری ، این حقیقت اساسی هنوز هم وجود دارد. “ضرورت مادر اختراع است” هرگز واقعیت بیشتری نداشته است. شما راه هایی برای برقراری ارتباط پیدا می کنید ، راه هایی برای انجام کارها پیدا می کنید تا بتوانید آن داستان را در آنجا ارائه دهید.

سوال آخر من ، و این توسط قانون لازم است ، احتمالاً برای پیتر است –

پیتر دل وچو: من از قبل می دانم چیست.

آیا ما چیزی در مورد منجمد 3؟ منجمد 2 بسیار عالی است ، من آن را دوست دارم ، اما همچنین پایان بسیار خوبی است. من دوست دارم چگونه شخصیت ها را ترک کند. چگونه آن مکالمات حتی اتفاق می افتد؟ اصلاً می توانید چیزی بگویید؟

پیتر دل وچو: من وقتی فیلم تمام شد می گویم. شما خیلی سخت و سخت کار می کنید ، به کمی فاصله از آن نیاز دارید. ما خوشحالیم که می توانیم Olaf را با رفتن به Disney + جشن بگیریم. در حال حاضر همه ما پروژه های دیگری در ذهن داریم. ما فراموش نکرده ایم منجمد شخصیت ها زیرا آنها بخشی از زندگی ما هستند. ما آنها را دوست داریم. اما فعلاً به کمی فاصله بین آنها احتیاج داریم. و ، همانطور که گفتید ، من همیشه احساس می کنم منجمد 1 و منجمد 2 به نوعی یک داستان کامل را تعریف کرده است ، بنابراین در حال حاضر ، هیچ اطلاعیه ای در این زمینه وجود ندارد.

The post کلید ساخت “روزی یک آدم برفی” این بود که “بگذار اولاف اولاف شود” [Interview] اولین بار در / فیلم ظاهر شد.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *